جمال الدين محمد الخوانساري
144
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
5622 سوء المنطق يزرى بالقدر ويفسد الاخوّة . بدى گفتار عيبناك مىسازد قدر را ، وفاسد ميكند برادرى را ، اين فقرهء ديگر است كه باز در مذمّت گفتار بد فرمودهاند ، ومراد اينست كه : باعث پستى قدر ومرتبهء صاحب خود مىگردد وبرادرى برادران را با أو فاسد وباطل مىگرداند . 5623 ساهل الدّهر ما ذلّ لك قعوده ، ولا تخاطر بشئ رجاء أكثر منه . سهل انگارى كن با روزگار ما دام كه رام باشد از براي تو نشستن آن ، ومشرف مساز چيزى را بر هلاك باميد زيادة بر آن ، يعنى هر گاه روزگار از امداد وأعانت تو نشسته باشد وقيام بآن ننمايد امّا سركشى نيز با تو نكند ودر مقام ايذاء واضرار تو نباشد تو با أو بساز وسهل انگارى كن ، واگر سركشى كند واذيّت رساند آن وقت هر چاره وتدبيري كه توانى بكن . وممكن است كه « قعوده » اضافه بمفعول باشد ومعنى اين باشد كه : ما دام كه رام باشد از براي تو نشستن بر آن ، ومراد اين باشد كه : سهل انگارى كن با روزگار وسخت گيرى مكن ما دام كه سوار باشى بر آن « 1 » وتسلطى باشد ترا بر آن وبر هر تقدير مراد به « سهل انگارى با روزگار » سهل انگارى با أهل آنست نهايت بنا بر اوّل سهل انگارى با أهل سلطنت در آنست وبنا بر دويم سهل انگارى با رعايا وزيردستان خودست ، و « مشرف مساز چيزى را ، تا آخر » يعنى چيزى را از آنچه داشته باشى تلف مكن از براي اين كه بسبب آن شايد كه تحصيل زيادة بر آن كنى مانند آنان كه أموال خود را برشوه وغير آن تلف ميكنند از براي گرفتن منصبى ، وبنا بر معنى اوّل اين از متممات كلام سابق مىتواند بود وبنا بر معنى دويم نصيحتى است عليحده ، واز تتمهء سابق نيست ، واللّه تعالى يعلم . 5624 سعادة الرّجل في احراز دينه والعمل لآخرته .
--> ( 1 ) شارح ( ره ) بخط خود در حاشية گفته : « وبنا بر اين ممكن است كه « قعود » بفتح قاف باشد وبمعنى نشستن نباشد بلكه بمعنى آنچه بر آن نشينند باشد ومراد اين باشد كه : ما دام كه رام باشد از براي تو مركب دولت آن كه بنشينى بر آن ودر فرمان تو باشد ، منه » .